تاریخ انتشار:93/11/19 - 09:29
شماره مطلب:139311192744

دولت عشق

دولت عشق

 

گفت : فقیرم
گفتند : نیستی
گفت : فقیرم باور کنید
گفتند : نه نیستی
گفت : شما از حال و روز من خبر ندارید
و حال و روزش را تعریف کرد که چه قدر دست هایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد
ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند.
گفت به خدا قسم که چیزی ندارم
گفتند : صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی که از ما متنفری ، از ما فرزندان محمد (ص) ؟
گفت : نه به خدا قسم نه هزار دینار؟
نه ، به خدا قسم نه ده ها هزار ؟
نه ، باز دوستتان خواهم داشت
گفتند : چه طور می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟ چه طور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما ، در دارایی تو هست.

 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری